بررسی صورت گرفته روی 2266بیمار متوالی ادامه مطلب بااختلال تعادل که دربحث آزمون صندلی مطرح
شد، هم چنین می تواند برای تعیین درصدبیمارانی که درتست پوسچروگرافی (EquiTest)
ناهنجاربوده اند ومطالعه روی انواع بیمارانی که احتمال کسب نتایج پوسچروگرافی ناهنجاردرآنها
بیشتراست، به کارروند. به طورکلی زمانی که همه بیماران با نشانه های درگیری سیستم محیطی
مشخص شدند، تنها 30% تا 35% آنها درنتایج CDP، ناهنجاری نشان می دهند. با این حال یک گروه
4% تا 5% ازکل این جمعیت 2266 بیماروجود داشت که برای آنها دربین همه تست های ENG
وصندلی چرخان، تنها نتایج CDP ناهنجاربود. سن افراد دراین گروه بالای 65سال بود وشکایت
اصلی آنها عدم ثبات درایستادن یا راه رفتن بود. این بیماران هنگام خوابیدن یا نشستن مشکلی نداشتند
وهیچ احساسی ازسرگیجه یادیگرحرکات ناهنجارنیزنداشتند. این آماردرتوسعه معیارهای بحث شده
برای انجام CDP نقش مهمی دارند.
پروتکل های EquiTest جنبه های مختلف توانایی های کنترل وضعیت درحالت های سکون وحرکت
رابررسی می کنند. اگرچه جنبه های معین کنترل وضعیت لازمه فعالیت های راه رفتن می باشند،
وناهنجاری های معین کنترل وضعیت ممکن است باعث مشکلات حرکتی شود، اما پوسچروگرافی
نمی تواند به تنهایی برای ارزیابی اختلالات راه رفتن به کاررود. ارزیابی راه رفتن دارای مجموعه
کاملی ازپارامترهای مخصوص به خود می باشد و باید تحت مجموعه کاملی ازوضعیت های مختلف
آزمایش شود.
آزمون سازماندهی حسی
به طورخلاصه، SOT توانایی ایستادن به صورت ساکن وارادی درطول مجموعه ای از6 وضعیت
مشخص را ارزیابی می کند (شکل 20.12). درسه وضعیت اول باایستادن فردروی یک سطح دارای
اصطکاک کافی وبزرگترازسایزپا، اطلاعاتی که از سطح حمایتی پا فراهم می گردد، صحیح وبی
وقفه است. دروضعیت 1چشم ها بازاست درحالی که دروضعیت 2چشم هابسته است. دروضعیت 3،
محیط بینایی با الگویی که بوسیله حرکات نوسانی قدامی/خلفی بیمارتحریک می شود، حرکت می کند.
وضعیت های 1و2، آزمون رومبرگ اصلاح شده می باشد (یک آزمون بالینی کیفی می باشد که ثبات
بیمار رادرحالی که دروضعیت قائم ودست به سینه وباچشمان بازیا بسته قرارگرفته، بررسی می کند)
که درآن پاها همانند حالت عادی جداازهم قرارمی گیرند به جای اینکه به هم بچسبند. دروضعیت 3
،ناسازگاری بینایی وجود دارد، دراین وضعیت حتی اطلاعات بینایی صحیح نیزکمک قابل توجهی به
حفظ ایستادن ساکن نمی کند. دروضعیت 3 راهنمایی های بینایی اپتوکینتیک وfoveal درباره
موقعیت بدن درفضا نادرست است. وضعیت های 4،5و6 توالی مشابه سه وضعیت بینایی قبل رادنبال
می کنند اما سطح حمایتی نیزاطلاعات نادرستی را فراهم می کند. همانندحرکات محیط بینایی در
وضعیت 3،هنگام آزمایش دروضعیت های 4،5و6نیزحرکات نوسانی بیماردرسطح ساژیتال
(قدامی/خلفی) باعث تحریک حرکات سطح حمایتی به صورت چرخشی پیرامون یک محورموازی با
مفصل مچ پا، می شود. دراین صورت دروضعیت های 4،5و6 اطلاعات سوماتوسنسوری وحس
عمقی حذف نمی شوند، اما این اطلاعات خارج ازمحدوده کاربردی برای ثبات ایستادن قائم هستند
منبع:
بنابراین زمانی که علائم حادبرطرف شدند، این لینک دارودرمانی
بیمارنیزباید قطع شود وفرد باید برای یک برنامه شخصی افزایش فعالیت که روند بهبود راترویج می
دهد، تشویق شود. برای اکثرافراد روند بهبود سریع وتقریبا کامل می باشد. دربرخی ازافراد ممکن
است علائم اختلال عملکرد وستیبولارتداوم یابند. این بیماران دارای علائم مزمن، کاندید برنامه های
رسمی توانبخشی دهلیزی هستند. به طورکلی برنامه های توانبخشی دهلیزی، فعالیت هایی براساس
نشانه های بیماری می باشند. به طورکلی عوامل کلیدی برای تصمیم گیری درباره اینکه آیا
بیماربرای انجام این قبیل تکنیک های مدیریت بیماری مناسب است ، براساس علائم کنونی بیمار می
باشد. جدول 20.1 خلاصه ای ازبیمارانی که برای برنامه های تعادل ووستیبولار مناسب ونامناسب
اند را ذکر می کند. منابعی که کارایی بالینی این نوع ازمدیریت به عنوان فرم اولیه درمان یادرادامه
روش های دارودرمانی یاجراحی راتوصیف می کنند، به طورقابل توجهی دردهه اخیرتوسعه پیدا
کرده اند. مقاله ای که حاوی خلاصه ای ازاین منابع می باشد نیزدردسترس می باشد. دریک توضیح
کلی، برنامه های توانبخشی تعادل ووستیبولار بهبودقابل توجهی دردرصدبسیاری ازبیماران با
شکایات تعادل وdizziness که سایرروش های درمانی برای آنها ناموفق بوده، را فراهم می کنند
(حدود 70%). بحث کاملتر درباره این روند مدیریت فراتراز این فصل است.
مطالعات آزمایشگاهی درباره عملکرد سیستم وستیبولار
درارزیابی بیماران باشکایات سرگیجه، گیجی، عدم تعادل یاترکیبی ازاین ها، آزمایشگرباید به دنبال
مشکلاتی فراتراز سیستم وستیبولارمحیطی ومرکزی باشد وارتباط آن با مکانیسم حرکتی چشم
رانیزبررسی کند. مسیرهای مختلفی درکنترل وضعیت مشارکت می کنندو تنها بخشی که به
طورمستقیم یا غیرمستقیم ورودی وستیبولار دریافت می کند باید هنگام ارزیابی مدنظرقرارگیرد.
علاوه براین، دراختلالاتی مثل میگرن واضطراب علائم ونتایج آزمایش بسیارمتنوعی ایجاد می شود،
بااین حال تشخیص اولیه این اختلالات باتاریخچه گیری ازبیمار وطرح یک سری سوالات
اختصاصی صورت می گیرد.
منبع:
https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%db%8c%d9%88%d9%86%db%8c%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%86/
گفتار : گفتار، مهم ترین نمود ارتباط کلامی است و یک ویژگی خرید سمعک فوناک صرف انسانی بشمار می رود. گفتار، جریان 3 تا 6 سیلاب در ثانیه است. جریانی از اصوات مرکب که ويژگي فركانسي و زماني متفاوت دارند. ویژگی آواهای گفتاری، بسته به موقعیت قرارگیری آنها در هجا، کلمه، عبارت یا جمله متغیر است(27). فرکانس اصلی با تعداد ارتعاشات تارآواها در واحد زمان، تعیین می شود. زیرا تارآواهایی که به فاصلۀ کمتری قرار دارند، نرم تر از تار آواهای دورتر هستند.
اصوات گفتاری، ویژگی سینوسی ندارند وهمواره هارمونیک هستند. فرکانس آنها مضارب صحیحی از فرکانس اصلی است. این هارمونیکها توسط اندامهای تولیدی گفتار (زبان، لبها، دندانها) فیلتره می شوند و در تولید اصوات گفتاری مختلف مشارکت می یابند و به سبب تغییر رزنانسی تارآواها، اصوات مختلف ایجاد می شود. بدین ترتیب هارمونیکهای اصلی هر فرکانس اصلی تقویت می شوند و دامنۀ هارمونیکهای کم اهمیت تر کاهش می یابد. فرمنتهایی که مرتبط با قلل اصلی طیف گفتارهستند، دراثر این فیلترینگ تشدید می شوند. بنابراین اصوات گفتاری توسط طیف فرکانسی فرمانت اول، دوم یا سوم مشخص می شوند .
واکه : واکه ها اصوات پریودیک گفتارهستند که در لحظاتی از زمان، توزیع انرژی یکنواختی در طیف صوتی دارند . کم فرکانس¬ترین و شدیدترین بخش یک مجموعه¬ء صوتی را تشکیل می دهند. طنین یا زیر وبمی صدا توسط واکه¬ها دریافت می¬شود .
همخوان : اصوات غیرپریودیک گفتار هستند که به دلیل اینکه طیف فرکانسی وسیع و زمان تولید بسیار کوتاهی دارند و از نظر مکانیسم تولید سایشی و یا انفجاری هستند به عنوان اصوات غیر مدوله یا غیرپایدار بشمار می¬روند. تمایز و درک گفتار مبتنی بر همخوانهاست .
منبع :
https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%81%d9%88%d9%86%d8%a7%da%a9/
- سرعت (نرخ) کاهش شنوایی بعنوان یک نتیجه ی مواجهه همیشگی با سروصدا در کلینیک شنوایی تهران صفیر طول مواجهه ی 10 تا 15 سال اول بالاترین مقدار را دارد و با افزایش آستانه ی شنوایی کاهش می یابد این موضوع در تضاد با کاهش مرتبط با پیری بوده که در طول زمان شتاب می گیرد.
- بعضی از شواهد علمی اشاره می کنند که گوش هایی که در گذشته در معرض سروصدا بوده برای مواجهه با سروصدای آینده حساس نیستند و اینکه کاهش شنوایی ناشی از سروصدا هنگامیکه مواجهه ناپیوسته باشد،پیشرفت نمی کند.(در بیش از آنچه که از افزایش تغییرات آستانه مرتبط با پیری انتظار می رود).
- در تهیه یک تاریخچه از مواجهه با سروصدا، پزشک بالینی باید به خاطر داشته باشد که در یک کاهش شنوایی ناشی از سروصدا، برای افزایش چشمگیر به همراه مواجهه ی همیشگی بالاتر از dBA 85 برای یک میانگین وزنی زمانی 8 ساعته در نظر گرفته می شود.بطورکلی مواجهه پیوسته با سروصدا در طول سال های زیاد، نسبت به مواجهه ی منقطع و غیرپیوسته با سروصدا که به گوش اجازه می دهد که فرصتی برای استراحت داشته باشد،آسیب رساننده تر است.به هرحال مواجهه کوتاه با سطوح بسیار بالای سروصدا در محل کار مثل ساختمان سازی یا تیراندازی می تواند باعث ایجاد کاهش قابل توجهی شده و اندازه گیری برای تخمین اثرات سلامت چنین صدای متناوبی وجود ندارد. وقتی که تاریخچه ی مواجهه با سروصدا به استفاده از وسایل حفاظتی شنوایی اشاره می کند پزشک بالینی باید به خاطر داشته باشد که تضعیف (کاهش) واقعی ایجاد شده بوسیله محافظ های شنوایی در بین افراد بسیار متفاوت می باشد.
منبع :
تهدیدی نسبت به تصورفرد ازخود (Self-Concept)
درواقع تنها 20% ازجمعیتی که استفاده ازسمعک برای آنها مفیدمی باشد، تهران صفیر آن رافراهم می کنند وازآن
استفاده می کنند. هنگام پرسش از80% باقیمانده، آنها نگرانی های ظاهری مربوط به سمعک را به
عنوان دومین نگرانی بعدازقیمت سمعک ابرازکردند. نگرانی های مربوط به ظاهربرای بیماران به
چه معناست؟ نگرانی درباره اینکه ظاهریک فردممکن است چگونه به نظربرسد؟ بعداز همه اینها،
سمعک ها ازنظرافراد فقط قطعات پلاستیکی والکترونیکی هستند. بااین حال، یک تغییر غیرارادی
درچگونگی ظاهریک فرد (تصویربدن)، نشان دهنده یک تهدید خیلی واقعی برای مرکز وجود روانی
ما یعنی self-concept مامی باشد.
Self-Concept یک فرد به عنوان درک ویژگی ها، رفتارها، توانایی ها وماهیت اجتماعی یک
فردتعریف می شود؛ یعنی روشی که ماخودمان راتوصیف می کنیم. افراد درابتدا به پیام های داده
شده توسط مربیان وپرورش دهندگان برای تعریف خودشان وابسته اند (من دوست دارم/من دوست
ندارم؛ من می توانم/من نمی توانم؛ من یک فردشایسته هستم/من یک فردشایسته نیستم). باگذشت
زمان، افراد برای خودشان تصمیم می گیرند که چطور self-concept شان رابوسیله بافتن تجربیات
افزاینده زندگی به صورت یک پرده نقش دارتوسعه یافته تعریف کنند. این پرده، میزان زیادی
کارسخت،همراه بانگرش های بدست آمده ازطریق کوشش ها، اشتباهات وموفقیت ها رانشان می دهد.
Self-concept به عنوان یک دارایی شخصی ضروری یعنی مرکزشخصیت یک فرد، توصیف
شده است.
زمانی که ما اهمیت self-concept یک فرد رادرک کنیم، دراین صورت پذیرفتن اینکه احتمال
نیازبه تغییر self-concept برای یک فردخوشایند نیست، برای ماراحت می شود؛ درحقیقت، اگراین
تغییر به عنوان یک تغییرمنفی درک شود، دراین صورت فرد با آن مخالفت می کند. زمانی که
مادرابتدا به بیماران اطلاع می دهیم که آنها درواقع دارای کم شنوایی می باشند، دراین زمان
self-concept آنها ("من یک فرد باشنوایی نرمال هستم") تحت حمله می باشد؛ هنگامی که مابرای
کمک به مشکل فرد استفاده ازسمعک رانیزتوصیه می کنیم (تغییرتصویربدنی فرد)، دراین حالت
حمله تشدید می شود. تعریف مجدد برای self-concept یک فرد ازتعریف "من یک فرد باشنوایی
نرمال هستم" به تعریف "من فردی هستم که نیازبه سمعک دارم" برای برخی بیماران ممکن است
نیازمند زمان زیاد وحمایت بسیارباشد.
منبع :
عدم تطابق ارتباطی
درابتدای این فصل، تفاوت های مشاوره اطلاعاتی ومشاوره فروش سمعک ویدکس سازگاری فردی بیان شد. زمانی که یک
فرد یک نگرانی سازگاری فردی رابیان می کند (من هنگام گذاشتن این سمعک هاخیلی احساس
خجالت می کنم)، دراین صورت این فرد به منظور رفع این نگرانی درخواست کمک می کند. اما
اگرما به موضوع اصلی موردنظرتوجه نکنیم چه می شود؟ اگرمافقط روی اطلاعات تمرکزکنیم، آیا
مافقط درخواست برای ارائه اطلاعات را می شنویم؟
اگرمابا مفاهیم یا واقعیت هاپاسخ دهیم (مثلابگوییم که این سمعک ها به شماکمک می کند که
بهتربشنوید) دراین حالت ماباعث یک عدم تطابق ارتباطی می شویم. این بیمار به ماگفت که "من
احساس خجالت می کنم"، اونگفت که "آیا آنها شنوایی مرا بهبود می بخشند؟". یک پاسخ مناسب تر
تاییدمستقیم نگرانی بیان شده توسط اومی باشد. حرکت سربه علامت توافق ویاتکرار کلمات کلیدی
("خجالت؟") به بیمار اجازه می دهد تابداند که مابه نگرانی های اوگوش می دهیم، رشته افکار اورا
دنبال می کنیم واگراوبخواهد برای ادامه توضیحاتش دراین مورد منتظر می مانیم (واو احتمالا
توضیحات بیشتری برای گفتن دارد). این نوع پاسخ باهدف اوازبرقراری ارتباط تطابق دارد.
یک مطالعه این فرضیه رامورد بررسی قرارداد که ادیولوژیست ها بدون آموزش، دریافت درخواست
ها برای حمایت فردی را درک نمی کنند وبه جای آن اطلاعاتی رادراختیارمی گذارند که برای آنها
درخواست نشده است. برای پی بردن به این موضوع، پنج اظهار بسیارموثرتوسط مشاورین حرفه ای
ایجادشدند وموردقضاوت قرار گرفتند (مثل "خانواده من می گویند که Ashely به این دلیل ناشنوا
متولدشد که من تاآخرین هفته بارداری مشغول به کاربودم"). این اظهارات برای 11نفر ازدانشجویان
ثبت نام شده دریک دوره آموزشی مشاوره قبل ازشروع نیمسال ارائه شدند وآنها برای هرکدام ازاین
اظهارات پاسخی رابیان کردند. همه 23دانشجوی این دوره آموزشی نتایج مشابهی درپایان ترم
داشتند. 10دانشجو ازدوره دیگری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند، همه 10 دانشجوقبل
وبعدازترم پاسخ هایشان رابیان کردند.
همه پاسخ هابه صورت تصادفی سازمان دهی شده بودند وسپس توسط دوبازبین گر ازمقیاس 1تا5
امتیازدهی شدند؛ که امتیاز 1نشان دهنده پاسخ هایی می باشدکه بسیاراطلاعاتی یا تکنیکی می باشد
وامتیاز5 نشان دهنده پاسخ هایی می باشدکه بخش عاطفی این اظهارات رادریافت می کند. امتیاز
متوسط برای همه گروه ها درشکل 43.2 نشان داده شده است.
منبع :
https://tehransafir.com/%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%B3/
الگوهاي فروش سمعک اینترتون ابنورمال
دامنه كاهش يافته
افزايش زمان نهفتگي
معكوس شدن پلاريته بعضي امواج
عدم وجود يكي يا بيشتر از امواج
عوامل غيرپاتولوژيك
سن
نوزادي و اوايل كودكي:
ابتدا موج بزرگ P1 تشكيل مي شود و با يك موج منفي پهن حدود 200 تا 350 ميلي ثانيه دنبال مي شود.
P2 - در 3-6 سالگي ظاهر ميشود.
N1 - پس از 3 سالگي و در ISI طولاني (slow rate)
تكامل امواج با تغييرات مربوط به سن در امواج ALLR متفاوت است. كاهش زمان نهفتگي همراه با افزايش دامنه. امواج ALLR حدود 6-15 سالگي مانند بزرگسالان ميشود.
عوامل غيرپاتولوژيك
سالمندي:
افزايش كلي در زمان نهفتگي و كاهش دامنه
با اين وجود نتايج متفاوتي در مورد دامنه و زمان نهفتگي امواج ذكر شده است كه به نظر ميرسد اين اختلافات مربوط به شرايط فردي باشد.
كاهش دامنه N1-P2 با افزايش سن
عوامل غيرپاتولوژيك
توجه
توجه به محرك دارد تغييراتي در امواج ايجاد مي كند.
افزايش دامنه براي N1 و N2 (تا (%50
كاهش دامنه براي P2
توجه دامنه هاي N1 و P2 را به ويژه در سطوح شدتي كم افزايش مي دهد.
جنس
دامنه بيشتر و تابع دامنه – شدت شيب دارتر زنان نسبت به مردان
زمان نهفتگي كمتر N1 در زنان
عوامل غيرپاتولوژيك
خواب و سطح هوشياري
خواب اثر برجسته اي بر امواج با زمان نهفتگي طولاني دارد.
در افراد شنوايي نرمال اولين سطحي كه امواج ALLR ديده ميشود 20-30 dB با زمان نهفتگي افزايش يافته است.
دامنه در خواب متغيرتر ميشود:
دامنه N2 افزايش ميابد.
كاهش دامنه N1 در خواب عميق (مرحله 4)← كاهش توجه به محرك
افزايش دامنه P2 در خواب عميق
ثابت ماندن دامنه كامپلكس N1-P2
عوامل غيرپاتولوژيك
برتري دستي
N1: هيچ اثري در دامنه ديده نشد ولي زمان نهفتگي كمتري براي چپ دستي ديده شد.
P2: دامنه كمتر براي افراد چپ دست وبدون تأثير بر زمان نهفتگي
همچنانکه فرایند محاوره بین دو نفر جریان دارد وظیفه ی هر یک از آنها این است پیام هایی را به یکدیگر انتقال دهند که دیگری بداند وبسایت طرف مقابلش چه می گوید و به عبارتی آن را درک کند. برای مثال، هنگامی که یکی از والدین به پرستار خانگی می گوید" آیا آنها خواب هستند؟" در اینجا نیازی به معرفی مدلول برای ضمیر آنها نیست. زیرا گوینده به خوبی می تواند استنباط کند که شنونده در رابطه با هویت مدلول بدیع دانش لازم را دارد. اگر فهم صورت نگیرد، طرف محاوره باید به طریقی نشان دهد که او معنای حقیقی لازم را دریافت نکرده است ( چه کسی خوابیده است؟ آیا گربه ها خوابیده اند)، و در این حالت گوینده باید پیام خود را بازسازی کند. برای اینکه این کار به طور موفقیت آمیزی انجام شود، گوینده باید علت عدم فهم را شناسایی کند ( یک آنافور یا بدیع مبهم) و به طور دقیق آن بخش از پیام را که نادرست است اصلاح کند ( نه گربه ها بلکه بچه ها خوابیده اند). این فرایند همیشه ساده نیست: گاهی اوقات نیاز به اصلاح پیام مهارت و دقت بالایی را می طلبد. گاهی ممکن است یک پیام درست باشد اما به علت پیچیدگی اش فهم ما را با دشواری مواجه سازد. اصلاح و یا تعمیر موفقیت آمیز یک پیام به توانایی گوینده در شناسایی کانون و مکان اصلی اشکال و سازماندهی مجدد پیام به طور دقیق است. انجام دادن این کار اغلب مستلزم هشیاری آگاهانه شنونده و دانش اوست.
هربرت پائول گریس فیلسوف، محاوره ها را به عنوان شکلی از فعالیت همکاری منشانه توصیف کرد. بنا به آنچه که این فیلسوف می گوید، مشارکت کنندگان اصل همکاری منشانه را در محاوره رعایت می کنند تا به این طریق در صحت و سقم محاوره از نظر عملی خللی وارد نشود ( گریس 1975). برای محاوره های همکاری منشانه ( مبتنی بر همکاری) چهار اصل تعاونی وجود دارد. ممکن است مشارکت کنندگان در محاوره این اصول را رعایت کنند یا نکنند اما هر مشارکت کننده ای بر این تصور است که طرف مقابلش یا طرف های مقابلش مطیع او هستند و بر اساس این فرض استنباط سازی می کنند. از آنجایی که در جریان محاوره، مشارکت کنندگان از جانب طرف خود انتظار همکاری دارند، لذا نقض این اصول فرایند استنباط را با مشکل مواجه می سازد.
منبع :
یکی از چهار اصلی که گریس از آن صحبت می کند اصل رابطه نام دارد به این معنا که اجزاء گوناگون محاوره خرید سمعک ویدکس باید با هم رابطه داشته باشند. به محاوره ی زیر توجه کنید:
(34) ارنست: آیا رییس داخل است؟
گراس: چراغ ها روشن است.
جواب گراس به سوال ارنست، به طور سطحی، بی ربط به نظر می رسد. ارنست تصور می کند که گراس از اصل ربط پیروی و بنا به این اصل معنا را می فهمد. بنا به این اصل گراس می تواند بفهمد که رییس در داخل اتاق است زیرا چراغ ها روشن است یعنی بین روشن بودن چراغ و حضور رییس در اتاق رابطه ای وجود دارد. اگر رییس در اتاق حضور نداشت دلیلی پس چراغ ها باید خاموش می بود. شناخت و دانش مشترکی که بین ارنست و گراس وجود دارد کلیدی برای موفقیت این تبادل ارتباطی است.
اصل دوم هربرت پائول همانا اصل کمیت است که افراد از طریق آن مقداری از اطلاعات مورد نیاز محاوره ای را به طور دقیق در اختیار طرف مقابل خود می گذارند ( با سطح درستی از جزئیات). اگر کسی از شما بپرسد که برادرتان کجاست و برادرتان خارج از کشور باشد و شما بدانید که شخص سوال کننده این موضوع را می داند، پاسخ درست این است که بگویید مثلا در آمریکاست یا اگر شخص سوال کننده قصد داشته باشد با او تماس بگیرد شما بهتر است بگویید مثلا در اداره است. چندان محتمل به نظر نمی رسد که محل دقیق برادرتان را بگویید ( مثلا در اتاق 355 سالن کیسنا در دانشکده ی کویینز). اگر هر مشارکت کننده در فرایند محاوره تصور کند که دیگری از اصل کمیت پیروی می کند، نقض این اصل منجر به استنباط های غلط می شود. اگر کسی از شما بپرسد که آیا در منزل حیوانات اهلی دارید و شما در پاسخ بگویید بله من یک گربه ی سیاه زیبا با چشمهای طلایی دارم، شخص اینگونه استنباط می کند که شما تنها یک گربه دارید. اگر شما واقعا دو گربه یا بیشتر داشته باشید یا یک گربه و یک سگ داشته باشید، شما در اینجا مرتکب دروغ نشده اید اما شرایط استنباط نادرست را برای طرف مقابل فراهم کرده اید. در چنین شرایطی، متقاعد کردن طرف مقابل با این هدف که شما مرتکب دروغ نشده اید دشوار است. چرا؟ چون شخص در این حالت استنباط های نادرستی را در ذهن خود ذخیره کرده است.
منبع :
https://tehransafir.com/%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%B3/
- در تهیه یک تاریخچه از مواجهه با سروصدا، پزشک بالینی باید به خاطر داشته باشد که فروش سمعک استارکی در یک کاهش شنوایی ناشی از سروصدا، برای افزایش چشمگیر به همراه مواجهه ی همیشگی بالاتر از dBA 85 برای یک میانگین وزنی زمانی 8 ساعته در نظر گرفته می شود.بطورکلی مواجهه پیوسته با سروصدا در طول سال های زیاد، نسبت به مواجهه ی منقطع و غیرپیوسته با سروصدا که به گوش اجازه می دهد که فرصتی برای استراحت داشته باشد،آسیب رساننده تر است.به هرحال مواجهه کوتاه با سطوح بسیار بالای سروصدا در محل کار مثل ساختمان سازی یا تیراندازی می تواند باعث ایجاد کاهش قابل توجهی شده و اندازه گیری برای تخمین اثرات سلامت چنین صدای متناوبی وجود ندارد. وقتی که تاریخچه ی مواجهه با سروصدا به استفاده از وسایل حفاظتی شنوایی اشاره می کند پزشک بالینی باید به خاطر داشته باشد که تضعیف (کاهش) واقعی ایجاد شده بوسیله محافظ های شنوایی در بین افراد بسیار متفاوت می باشد.
مکانیزم های کاهش شنوایی ناشی از سروصدا :
هرچند که اثرات سروصدا بر شنوایی برای سالهای متمادی شناخته شده است اما هنوز ما در رابطه با تغییرات آناتومی و فیزیولوژی که با NIHL مرتبط است در حال یادگیری هستیم.
علیرغم اینکه پیشرفت های زیادی تا دهه 1990 صورت گرفته است،اما دانشمندان هنوز در آغاز درک فرآیندهای پیچیده ای هستند که مراحل ساختاری و عملکردی مرتبط با کاهش های موقتی و دائمی ناشی از مواجهه زیاد با سروصدا را کنترل می کنند.پیش از تلاش برای تعیین عوامل مسئول کاهش شنوایی مطالعه در مورد سیستم های عمده ای که در شنوایی مناسب مؤثرند خالی از لطف نیست.
منبع :
https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%a9%db%8c/
تعداد صفحات : 0

ویژگی فی شیدینگ ابرو