انتخاب مرجع ضمایر شخصی دید ما راجع به اینکه عملکردهای زبان شناسی و psycholinguistic چگونه با هم تعامل دارند را وسیع تر خواهد کرد. گرامر به ما می گوید که her در مثال 23b نمی تواند Mariah باشد، اما همچنین مشخص نمی کند که آیا her به Peggy برمیگردد یا شخص دیگری. گرامر با مشخص خرید سمعک فوناک
کردن اینکه یک ضمیر به چه چیزی نمی تواند برگردد مرجع های ضمایر را محدود می کند. هرگز لازم نیست که یک ضمیر مرجه بخصوصی داشته باشد (به جز در مورد ضمایر انعکاسی). در این صورت مرجع ضمیر چگونه انتخاب می شود؟ در اینجا ملاحظاتی فراتر از جمله نقش دارند از جمله بافتی که جمله در آن قرار دارد، باور کردنی و معقول بودن یک تفسیر نسبت به تفسیر دیگر و غیره. توزین این ملاحظات برای رسیدن به یک تفسیر بهینه یکی از عملکردهای زبان است نه توانش زبانی.
• خلاصه: نحو
جزء نحوی گرامر حاوی اصولی است که حاکم بر خلق ساختار های ساده و پیچیدهی اجزای مرتبط می باشد و اصولی که این اجزا را جابجا می کند. اصول نحوی وابسته به ساختار هستند و توسط فاکتور های ساختاری محدود می شوند ولی ملاحظات غیر ساختاری مانند تعداد بندهای جاسازی شده در یک جمله یا ترتیب خطی واژه ها محدودیتی روی اصول نحوی ایجاد نمی کنند.
• آگاهی فرازبانی و حقیقت فیزیولوژیک ساختار زبانی
آگاهی فرازبانی عبارت است از توانایی شما برای تفکر پیوسته در مورد زبان و object های زبانی (صداها، کلمات، جملات) جدای از کاربرد آنها در ارتباطات روزمره. وقتی مردم برای برقراری ارتباط با دیگران از زبان استفاده می کنند کاملا از سیستم زبانی که آن را فراخوانی کرده اند ناآگاه هستند. اما اگر از آنها خواسته شود که در مورد آن سیستم بیاندیشند کاملا قادر به انجام آن هستند. توانش زبانی شامل آگاهی از زبان است ولی این دانش تلویحی و ضمنی است. این بدان معنی است که اشخاص به طور آگاهانه به اصول و قواعد حاکم بر ترکیب صداها، کلمات و جملات دسترسی ندارند؛ با این وجود زمانی که از این قوانین تخطی صورت گیرد متوجه آن خواهند شد. توانایی قضاوت در مورد این تخطی ها بخش مهمی از توانایی فرازبانی را تشکیل می دهد. به علاوه این پدیده نمایش قدرتمندی از حقیقت روانشناختی گرامر است. اگر شما می توانید قضاوت کنید که چه زمانی یک اصل یا قانون مورد تخطی قرار گرفته است، می توانید مطمئن باشید که این توانایی به شکلی در ذهن شما بازنمایی شده است. برای مثال، وقتی فردی تشخیص می دهد که جمله John said that Jane helped himself از نظر دستوری نادرست است دلیلش این است که آن فرد دانشی ضمنی از این اصل گرامری دارد که ضمایر انعکاسی بایستی به یک عبارت اسمی در همان بند اشاره کنند. ن.ع دیگری از مهارت های فرازبانی مربوط می شود به دریافت ابهام موجود در جملات. درک ابهام ساختاری (یعنی اینکه یک جمله می تواند بر اساس دو ساختار جایگزین، دو معنی متفاوت داشته باشد) اطلاعات psycholinguistic ی را نشان می دهد که می توانند بوسیله قضاوت های فرازبانی حاصل شوند.
منبع :
https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%81%d9%88%d9%86%d8%a7%da%a9/
انتخاب مرجع ضمایر شخصی دید ما راجع به اینکه عملکردهای زبان شناسی و psycholinguistic چگونه با هم تعامل دارند را وسیع تر خواهد کرد. گرامر به ما می گوید که her در مثال 23b نمی تواند Mariah باشد، اما همچنین مشخص نمی کند که آیا her به Peggy برمیگردد یا شخص دیگری. گرامر با مشخص خرید سمعک فوناک
کردن اینکه یک ضمیر به چه چیزی نمی تواند برگردد مرجع های ضمایر را محدود می کند. هرگز لازم نیست که یک ضمیر مرجه بخصوصی داشته باشد (به جز در مورد ضمایر انعکاسی). در این صورت مرجع ضمیر چگونه انتخاب می شود؟ در اینجا ملاحظاتی فراتر از جمله نقش دارند از جمله بافتی که جمله در آن قرار دارد، باور کردنی و معقول بودن یک تفسیر نسبت به تفسیر دیگر و غیره. توزین این ملاحظات برای رسیدن به یک تفسیر بهینه یکی از عملکردهای زبان است نه توانش زبانی.
• خلاصه: نحو
جزء نحوی گرامر حاوی اصولی است که حاکم بر خلق ساختار های ساده و پیچیدهی اجزای مرتبط می باشد و اصولی که این اجزا را جابجا می کند. اصول نحوی وابسته به ساختار هستند و توسط فاکتور های ساختاری محدود می شوند ولی ملاحظات غیر ساختاری مانند تعداد بندهای جاسازی شده در یک جمله یا ترتیب خطی واژه ها محدودیتی روی اصول نحوی ایجاد نمی کنند.
• آگاهی فرازبانی و حقیقت فیزیولوژیک ساختار زبانی
آگاهی فرازبانی عبارت است از توانایی شما برای تفکر پیوسته در مورد زبان و object های زبانی (صداها، کلمات، جملات) جدای از کاربرد آنها در ارتباطات روزمره. وقتی مردم برای برقراری ارتباط با دیگران از زبان استفاده می کنند کاملا از سیستم زبانی که آن را فراخوانی کرده اند ناآگاه هستند. اما اگر از آنها خواسته شود که در مورد آن سیستم بیاندیشند کاملا قادر به انجام آن هستند. توانش زبانی شامل آگاهی از زبان است ولی این دانش تلویحی و ضمنی است. این بدان معنی است که اشخاص به طور آگاهانه به اصول و قواعد حاکم بر ترکیب صداها، کلمات و جملات دسترسی ندارند؛ با این وجود زمانی که از این قوانین تخطی صورت گیرد متوجه آن خواهند شد. توانایی قضاوت در مورد این تخطی ها بخش مهمی از توانایی فرازبانی را تشکیل می دهد. به علاوه این پدیده نمایش قدرتمندی از حقیقت روانشناختی گرامر است. اگر شما می توانید قضاوت کنید که چه زمانی یک اصل یا قانون مورد تخطی قرار گرفته است، می توانید مطمئن باشید که این توانایی به شکلی در ذهن شما بازنمایی شده است. برای مثال، وقتی فردی تشخیص می دهد که جمله John said that Jane helped himself از نظر دستوری نادرست است دلیلش این است که آن فرد دانشی ضمنی از این اصل گرامری دارد که ضمایر انعکاسی بایستی به یک عبارت اسمی در همان بند اشاره کنند. ن.ع دیگری از مهارت های فرازبانی مربوط می شود به دریافت ابهام موجود در جملات. درک ابهام ساختاری (یعنی اینکه یک جمله می تواند بر اساس دو ساختار جایگزین، دو معنی متفاوت داشته باشد) اطلاعات psycholinguistic ی را نشان می دهد که می توانند بوسیله قضاوت های فرازبانی حاصل شوند.
منبع :
https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%81%d9%88%d9%86%d8%a7%da%a9/

ویژگی فی شیدینگ ابرو